فرغو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرغو. [ ف َ ] (اِ) پیراستن تاک . (آنندراج ). فرخو. رجوع به فرخو و فرخو کردن شود.
فرغو. [ ف َ ] (اِ) مرغی کوچک مانند باز که به آن شکار کنند. اما بعضی با قاف صحیح دانسته اند و ترکی گفته اند. (رشیدی ). قِرغوی . قِرغی . رجوع به قرغوی و قرغی و نیز رجوع به فرغوی شود.