فرغلیطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرغلیطی . [ ف َ غ ُ ] (ص نسبی ) منسوب به قریه ای از نواحی قرطبة از بلاد اندلس . (سمعانی ). رجوع به مدخل قبل شود.
فرغلیطی . [ ف َ غ ُ ] (اِخ )علی بن سلیمان بن احمدبن سلیمان مرادی، مکنی به ابوالحسن . به مشرق زمین مسافرت کرد و از امام محمدبن یحیی شافعی در نیشابور فقه آموخت و از ابوسعد السمعانی حدیث بسیار استماع کرد. مردی صالح و بسیارعبادت بود. مدتی در دمشق اقامت گزید. سپس به حلب منتقل شد و در ذی الحجه ٔ ٥٤٤ هَ .ق . در آنجا درگذشت و سال عمرش در حدود پنجاه بود. (اللباب فی تهذیب الانساب ج ٢ ص ٢٠٧).