فرغانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرغانی . [ ف َ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ فرغانی صوفی، مکنی به ابوجعفر، منسوب به فرغانه ٔماوراءالنهر. ساکن بغداد و از یاران جنید بود و کلام جنید را روایت کرد. ابوالعباس محمدبن حسن الخشاب ازاو روایت کند. (اللباب فی تهذیب الانساب ج ٢ ص ٢٠٦).
فرغانی . [ ف َ ] (ص نسبی ) منسوب است به فرغانه که ولایتی است در پشت چاچ . (سمعانی ). منسوب به فرغانه ٔ ماوراءالنهر. (یادداشت به خط مؤلف ). ◄ منسوب به فرغان از قرای فارس . (سمعانی ).
فرغانی . [ ف َ ] (اِخ ) ابن کثیر. رجوع به ابن کثیر شود.