فرض گزاردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ. گُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) واجب کردة خداوند را به جا آوردن، مانند: نماز خواندن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ. گُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) واجب کرده خداوند را به جا آوردن، مانند: نماز خواندن.
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ. گُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) واجب کردة خداوند را به جا آوردن، مانند: نماز خواندن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ. گُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) واجب کرده خداوند را به جا آوردن، مانند: نماز خواندن.