فرهنگ لغت

فرزینی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرزینی . [ ف َ ] (حامص ) فرزین بودن : بیدق چو گذاشت هفت خانه فرزینی یافت جاودانه . خاقانی . رجوع به فرزین شود.

معنی فرزینی | فرهنگ لغت