فرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرد. [ ف ُ رُ ] (ع ص ) بی عدیل . (از منتهی الارب ). متفرد. (اقرب الموارد). سیف فرد؛ شمشیر باجوهر و بی عدیل . (منتهی الارب ).
فرد. [ ف َ رِ / ف َ رَ ] (ع ص ) یکتا و یگانه . (از منتهی الارب ). واحد و در این معنی فَرْد، به سکون راء، جایز نیست . (از اقرب الموارد). - سیف فرد ؛ شمشیر باجوهر و بی عدیل . (منتهی الارب ). - شی ٔ فرد ؛ چیز یگانه . (منتهی الارب ). ◄ بی مانند و بی نظیر. (از منتهی الارب ).
فرد. [ ف َ ] (اِخ ) شمشیرعبداﷲبن رواحه است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).