فرخنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرخنج . [ ف َ خ َ ] (اِ) نصیب . بهر. بهره . قسم . قسمت . سهم . روزی . تمتع. (یادداشت به خط مؤلف ). سود و نفع و حصه و نصیب . (برهان ). نصیب باشد. (اسدی ) : مرا از تو فرخنج جز درد نیست چو من سوخته در جهان مرد نیست . اسدی . ◄ عیش و طرب . ◄ ناز و غمزه . ◄ (ص ) باطل و عبث و بی حاصل . (برهان ).