فرخشاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فرخ شاه . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) یکی از بزرگ زادگان آل ایوب است که در بلاد شام فرمانروایی داشته اند. وی برادرزاده ٔ صلاح الدین یوسف بن نجم الدین ایوب است که از طرف صلاح الدین به حکمرانی دمشق منصوب شده بود و مهمترین حادثه ٔ تاریخ زندگانی او جنگی است که در حدود سال ٥٧٠ هَ .ق . میان او و گروهی از مسیحیان اروپا درگرفت و وی در آن جنگ رشادتی به خرج داد و «سپهبد لشکر کفار را از پشت زین بر روی زمین انداخت ». (از تاریخ حبیب السیر چ سنگی تهران ج ١ ص ٤٠٦).
فرخشاه . [ ف َرْ رُ ] (اِخ ) یکی از امرای سیستان در زمان سلجوقیان است . وی دو بار، یکی در سال ٤٩٠ هَ .ق . و دیگر در ٥٠١ هَ .ق . به حکومت سیستان رسیده است . (از تاریخ سیستان چ بهار ص ٣٨٩ و ٣٩١).