فرهنگ لغت

فرانق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(فُ نِ) [ ع. ] (اِ.) معرب پروانک.<BR>۱- سیاه گوش، حیوانی که همراه شیر حرکت می‌کند و با صدای خود جانوران را از آمدن شیر باخبر می‌کند.<BR>۲- راهنما و پیش رو لشکر.<br>

معنی فرانق | فرهنگ لغت