فراموشکاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراموشکاری . [ ف َ ] (حامص مرکب ) نسیان . از یاد بردن . سؤحافظه . (یادداشت به خط مؤلف ) : ز پیری دگرگون شود رای نغز فراموشکاری درآید به مغز. نظامی . و رجوع به فراموشکار و فرامشتکاری شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراموشکاری . [ ف َ ] (حامص مرکب ) نسیان . از یاد بردن . سؤحافظه . (یادداشت به خط مؤلف ) : ز پیری دگرگون شود رای نغز فراموشکاری درآید به مغز. نظامی . و رجوع به فراموشکار و فرامشتکاری شود.