فراموش شده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراموش شده . [ ف َ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) ازیادرفته . (ناظم الاطباء). متروک . منسی . (یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به فراموش شدن شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
فراموش، ازیادرفته، ازخاطر محوشده متروک، رهاشده، واگذارده، مدفون گمنام، بینام، ناشناس مورد بیتوجهی، واگذاشته، قدرندانسته، مسکوت، ناگفته جاافتاده، ازقلمافتاده، محذوف، توجهنشده، بررسینشده، راکد، معلق، معوق
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی