فراش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ رّ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- گسترندة فرش.<BR>۲- در فارسی به معنی پیشخدمت، خدمتکار.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبستر، خدمتکار، رختخواب، فرشواژه قبلی: فراسرواژه بعدی: فراش باشی