فراست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(فَ سَ) [ ع. فراسة ] (مص ل.)<BR>۱- سواری کردن.<BR>۲- مهارت داشتن در اسب - شناسی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطادراک، تفرس، دانایی، درایت، دریافت، زیرکی، کیاست، مهارت، هشیاری، هوش، هوشمندی، هوشیاریقیافهشناسیواژه قبلی: فرازیدهواژه بعدی: فراستو