فراری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراری . [ ف ِ / ف َ ] (ص نسبی ) گریزان . در حال فرار. (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ طیفی واژهدان
اجتنابکننده، حذرکننده، رویگردان، احترازکننده، کنارهگرفته منصرف متواری، دربهدر، پنهانگشته، پنهانشده متقلب گریزپای فارغ، خلاص
واژگان فارسی سره واژهدان
گریزپا، گریزان، گریخته، رمان، در رفته