فرهنگ لغت

فرادات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فرادات . [ فْرا / ف َ ] (اِخ ) پارسی . کسی است که اسکندر مقدونی مطابق روایات مورخان پس از مغلوب کردن مردم شمال ایران، او را به حکومت آنها گماشت . (از ایران باستان ج ٢ ص ١٦٤٧). فرادات پیش از آنکه مطیع اسکندر شود حاکم تپوریها بود. (از ایران باستان ج ٢ ص ١٦٤٤).

معنی فرادات | فرهنگ لغت