فراخ شلوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شَ) (ص مر.)<BR>۱- کسی که شلوار گشاد دارد.<BR>۲- کنایه از: تنبل، تن پرور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شَ) (ص مر.) ۱- کسی که شلوار گشاد دارد. ۲- کنایه از: تنبل، تن پرور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراخ شلوار. [ ف َ ش َل ْ ] (ص مرکب ) تن پرور. کاهل . (یادداشت بخط مؤلف ). نظیر آن در تداول عام : گیوه گشاد. (امثال و حکم ) : در همه عراق توان گفت مردی لشکری چنانکه به کار آید، نیست . هستند گروهی کیائی و فراخ شلوار. (تاریخ بیهقی ).