فراخ بر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بَ) (ص مر.) فراخ سینه، پهن - سینه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بَ) (ص مر.) فراخ سینه، پهن - سینه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراخ بر. [ ف َ ب َ ] (ص مرکب ) فراخ سینه . (ناظم الاطباء). دارای سینه ٔپهن و خوش اندام : عبدالملک مردی بود سپیدروی و فراخ بر و میانه بالا. (مجمل التواریخ و القصص ).