فراح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فراح . [ ف َ ] (ع اِمص ) شادی و خرمی و شادمانی و سرور. ◄ شوخی و بی پروایی . ◄ ولگردی . (ناظم الاطباء). در منتهی الارب و اقرب الموارد صورت مصدری به اینگونه ضبط نشده است . رجوع به فرح شود.
فراح . [ ف َ ] (اِخ ) نام جایی است که در شعر جعدی آمده است . (از معجم البلدان ). فراخ . رجوع به فراخ شود.