فرهنگ لغت

فراآمدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فراآمدن . [ ف َ م َ دَ ] (مص مرکب ) پیش آمدن : برخیز و فراآی و قدح پر کن و پیش آر زآن باده که تابنده شود زو شب تاری . فرخی . رجوع به فرا شود.

معنی فراآمدن | فرهنگ لغت