فدرال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فدرال . [ ف ِ دِ ] (فرانسوی، ص ) مؤتلف . (وبستر). هم عهد. متحد. (حییم ). ◄ حکومتی که از چند بخش کشوری تشکیل گردد و این قسمتها از یک دولت مرکزی متابعت کنند. ◄ پیمانی . (حییم ). ◄ اتحادی . (حییم ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فدرال . [ ف ِ دِ ] (فرانسوی، ص ) مؤتلف . (وبستر). هم عهد. متحد. (حییم ). ◄ حکومتی که از چند بخش کشوری تشکیل گردد و این قسمتها از یک دولت مرکزی متابعت کنند. ◄ پیمانی . (حییم ). ◄ اتحادی . (حییم ).