فخیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فخیری . [ ف ِخ ْ خی را ] (ع مص ) نازیدن . نازیدن به خوی نیکو. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ افزون داشتن کسی را بر کسی در فخر. (منتهی الارب ). ◄ مباهات به مناقب و مکارم و حسب و نسب و جز آن، چه در خود و چه در پدران خود. (اقرب الموارد). فخر. فخار. فخارة. فخیراء. رجوع به فخر شود.