فخنر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فخنر. [ ف ِ ن ِ ] (اِخ ) گوستاو تئودور. فیلسوف دانشمند آلمانی . در سال ١٨٠١ م . متولد شد و در ١٨٢٢ در علوم زیستی از دانشگاه لیپزیک فارغ التحصیل گشت، پس از آن باقی عمر خود را در این شهر گذراند. او به ریاضی و علوم طبیعی علاقه داشت و در ١٨٣٤ استاد طبیعیات گردید اما در ١٨٤٣ پس از بیماری شدید و طولانی که نیروی بینایی او را بسیار ضعیف کرد دوباره به مطالعه ٔ فلسفه ٔ زیبایی شناسی و روانشناسی فیزیکی روی آورد. و سرانجام در هیجده نوامبر ١٨٨٧ در لیپزیک درگذشت . فخنر جهان را یک جاندار عالی میداند و حتی گیاهان و ستارگان را جزو جانداران میشمارد و میگوید: خدا، یا روح عالم، وجود مشابه آدمی دارد و قانون های طبیعی جلوه هایی از کمال الهی است . باوجود دقت فیلسوفانه، شهرت فخنر ارتباط به کار دقیقی دارد که در ١٨٦٠ زیر عنوان «اصول روانشناسی فیزیکی » منتشر ساخت . اساس روانشناسی فیزیکی فخنر بر این است که ذهن و تن آدمی جدا آفریده شده اند ولی عملاً وجه مختلف یک واقعیت اند. (ترجمه و اختصار از دایرةالمعارف بریتانیکا).