فخرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فخرود. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع در ٤٤ هزارگزی شمال باختری درمیان و سه هزارگزی شمال شوسه ٔ عمومی بیرجند به شاهدخت . ناحیه ای است واقع در جلگه، معتدل و دارای ١٧٦ تن سکنه است .آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و مالداری گذران میکنند. راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).