فرهنگ لغت

فخرفروشی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

خودنمایی، تظاهر، هنرنمایی، اظهار وجود، نازش، احتشام، نمایش، تجمل، جلوه، زرق‌وبرق، دارندگی‌وبرازندگی، جلوه‌فروشی، شاه‌اندازی اظهار فضل، فضل‌فروشی، اظهار لحیه جبروت، جلال، هیبت، شکوه نخوت، تکبر

معنی فخرفروشی | فرهنگ لغت