فخرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فخرآباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عقدااز بخش اردکان شهرستان یزد که در ٣٦ هزارگزی جنوب اریحان واقع است . جلگه ای معتدل و دارای ٢٨٩ تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی است . راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
فخرآباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دوآب بخش اردل شهرستان شهرکرد که در ٢٦ هزارگزی شمال باختر اردل قرار دارد و دارای ٤٠ تن سکنه است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
فخرآباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است مخروبه از بخش حومه ٔ شهرستان نایین . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).