فحص کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومفحص کردن . [ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کاویدن . جستجو کردن . رجوع به فحص شود.واژه قبلی: فحص البلوطواژه بعدی: فحض