فجیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فجیع. [ ف َ ] (از ع، ص ) در تداول فارسی، دردناک . اسف بار. جانگداز. رقت آور، چنانکه گوییم : فلان را به وضعی فجیع کشتند.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فجیع. [ ف َ ] (از ع، ص ) در تداول فارسی، دردناک . اسف بار. جانگداز. رقت آور، چنانکه گوییم : فلان را به وضعی فجیع کشتند.