فتیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ) [ ع. ] <BR>۱- (ص.) تافته، مفتول.<BR>۲- ریسمان باریک از پوست خرمابن.<BR>۳- آن چه از چرک بدن که با انگشتان تابند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ) [ ع. ] ۱- (ص.) تافته، مفتول. ۲- ریسمان باریک از پوست خرمابن. ۳- آن چه از چرک بدن که با انگشتان تابند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فتیل . [ ف َ ] (ع ص ) تافته . (منتهی الارب ). مفتول . (اقرب الموارد). ◄ (اِ) رسن باریک از پوست خرمابن، و گاهی آن را بر حلقه ٔ دو چوب استاده ٔ وادیج بندند. (منتهی الارب ). ریسمان باریکی از لیف خرما یا موی یال یا پوست . (اقرب الموارد). ◄ رشته ٔ دانه ٔ خرما. (منتهی الارب ). آنچه در چوبچه ٔ هسته ٔ خرما بود. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ). ◄ آنچه از چرک بدن که با انگشتان بتابی . (اقرب الموارد). ریم و چرک به انگشتان تافته . (منتهی الارب ).