فرهنگ لغت

فایز | دوبیتی‌ها | دوبیتی شماره ۱۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

رخ تو آتش و زلف تو دود است مرا زین سردمهری‌ها چه سود است؟ چو فایز در بیابان تشنه جان داد چه حاصل در صفاهان زنده‌رود است

معنی فایز | دوبیتی‌ها | دوبیتی شماره ۱۵ | فرهنگ لغت