فرهنگ لغت

فایز | دوبیتی‌ها | دوبیتی شماره ۱۰۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

غم و غصه تن و جانم گرفته فراق یا دامانم گرفته به کشتی اجل فایز سوار است میان آب، طوفانم گرفته

معنی فایز | دوبیتی‌ها | دوبیتی شماره ۱۰۵ | فرهنگ لغت