فایز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) [ ع. فائز ]<BR>۱- (اِفا.) رهایی یابنده، رستگار شونده.<BR>۲- (ص.) رستگار، پیروز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) [ ع. فائز ] ۱- (اِفا.) رهایی یابنده، رستگار شونده. ۲- (ص.) رستگار، پیروز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فایز. [ ی ِ ] (ع ص ) فائز. رستگار. غالب و چیره . (یادداشت بخط مؤلف ). فائز. رجوع به فائز شود.
مترادف و متضاد واژهدان
پیروز، غالب، فاتح، فایق یابنده، مرادمند رستگار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه