فرهنگ لغت

فاکهانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فاکهانی . [ ک ِ نی ی ] (ع ص نسبی ) میوه فروش . (منتهی الارب ). سیبویه گوید: فروشنده ٔ میوه را مانند لبان و نبال [ و عطار و بقال ]، فَکّاه نمیگویند، زیرا این وزن سماعی است . (از اقرب الموارد).

فاکهانی . [ ک ِ ] (اِخ ) تاج الدین عمربن علی . رجوع به تاج الدین ... شود.

معنی فاکهانی | فرهنگ لغت