فاکتور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تُ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- برگهای حاوی فهرست و قیمت اجناس فروخته شده که فروشنده به خریدار ارائه میکند، صورت - حساب، برگ خرید. (فره).<BR>۲- چند جملهای یا عددی که چند جملهای یا عددی مفروضی بر آن بخش پذیر باشد (ریاضی)، عامل. (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(تُ) [ فر. ] (اِ.) ۱- برگهای حاوی فهرست و قیمت اجناس فروخته شده که فروشنده به خریدار ارائه میکند، صورت - حساب، برگ خرید. (فره). ۲- چند جملهای یا عددی که چند جملهای یا عددی مفروضی بر آن بخش پذیر باشد (ریاضی)، عامل. (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاکتور. [ تُرْ ] (فرانسوی / انگلیسی، اِ) عامل . (از وبستر). ◄ حق العمل کار. (حییم ). ◄ در اصطلاح بازار، برگهای کوچک صورت خرید جنس را فاکتور می گویند. این استعمال درست نیست .
مترادف و متضاد واژهدان
سیاهه، صورت، صورتحساب عامل، عملگر
واژگان فارسی سره واژهدان
برگ خرید، سازه، پرداخت نامه