فان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فان . (ع ص ) نابودشونده . (از اقرب الموارد). در فارسی بصورت فانی با یاء اصلی بکار رود. رجوع به فانی شود. ◄ پیر سالخورده . (از اقرب الموارد). رجوع به فانی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فان . (ع ص ) نابودشونده . (از اقرب الموارد). در فارسی بصورت فانی با یاء اصلی بکار رود. رجوع به فانی شود. ◄ پیر سالخورده . (از اقرب الموارد). رجوع به فانی شود.