فرهنگ لغت

فامی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فامی . [ می ی ] (ص نسبی ) منسوب به فامه . رجوع به فامة شود. ◄ منسوب به احمد فامی نیشابوری . (سمعانی ). ◄ میوه فروش . (تاریخ بیهقی ). رجوع به فامة شود. ◄ شیرفروش . (منتهی الارب ). ظاهراً درست به نظر نمیآید.

معنی فامی | فرهنگ لغت