فال کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فال کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فال زدن . فال گرفتن . (یادداشت بخط مؤلف ) : واین فالی بود که ... بکرده بودند و فال کرده چون کارکرده بود. (از تاریخ سیستان، یادداشت بخط مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فال کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فال زدن . فال گرفتن . (یادداشت بخط مؤلف ) : واین فالی بود که ... بکرده بودند و فال کرده چون کارکرده بود. (از تاریخ سیستان، یادداشت بخط مؤلف ).