فاقع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاقع. [ ق ِ ] (ع ص ) سخت زرد. (منتهی الارب ). هر چیز بسیار زرد و أصفر. (آنندراج ): صفراء فاقع؛ زرد زلال . زردی زرد. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ هر رنگ خالص بی آمیغ، سپید باشد یا غیر آن . (منتهی الارب ): احمر فاقع؛ سرخ خالص . (یادداشت بخط مؤلف ).