فافا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فافا. (ص ) بدیع. و اصل آن واه واه یعنی وه وه بوده (!) بمعنی خوب خوب، و واو و فاء به یکدیگر تبدیل جسته اند. (آنندراج ). چیزی بدیع و نیکو.(اوبهی ). هر چیز نیکو و غریب . (برهان ) : تو همی گوی شعر تا فردا بخشدت خواجه جامه ٔ فافا. بلجوهر (از یادداشت بخط مؤلف ).