فاصله دار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فاصله دار. [ ص ِ ل َ / ل ِ ] (نف مرکب ) هر دو یا چند چیز که از یکدیگر فاصله داشته باشند. رجوع به فاصله شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
شکافته، چاکدار، چاک، چاکچاک، قاچقاچ، گشوده، باز دارای ترک، ترک برداشته، شکسته، جدا توخالی، پوک، پوچ، میانتهی، مقعر متخلخل، سوراخدار
واژگان فارسی سره واژهدان
دورازهم، جدا ازهم، ازهم جدا