فرهنگ لغت

فارغ گشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فارغ گشتن . [ رِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) فارغ شدن . آسوده شدن : محوشد پیشش سؤال و هم جواب گشت فارغ از خطا و از صواب . مولوی . و رجوع به فارغ شدن شود.

معنی فارغ گشتن | فرهنگ لغت