فارغ شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- آسوده شدن.<BR>۲- زایمان کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- آسوده شدن. ۲- زایمان کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارغ شدن . [ رِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) فراغت یافتن . آسوده شدن : دیدی اندر صفای خود کونین شد دلت فارغ از جحیم و نعیم . ناصرخسرو. رجوع به فارغ شود. ◄ زاییدن .وضع حمل . ◄ بار نهادن و بار انداختن .
واژگان فارسی سره واژهدان
زاییدن، رها شدن، آسودن