فارد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِ) [ ع. قس. فرید ] (اِ). یکی از بازی -های هفتگانة نرد، دور اول از بازی نرد (در قدیم).<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ) [ ع. قس. فرید ] (اِ). یکی از بازی -های هفتگانه نرد، دور اول از بازی نرد (در قدیم).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارد. [ رِ ] (اِخ ) کوهی است به نجد. (از معجم البلدان ).
فارد. [ رِ ] (ع ص ) یگانه . ◄ درخت یکسو و تنها. (اقرب الموارد). ◄ آهوی ماده ٔ جدامانده از گله . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ سکر فارد؛ شکر جید و سپید. (اقرب الموارد). ◄ (اِ) یکی از بازیهای نرد است، و آن به فرید شهرت دارد. (برهان ). خانه گیر. رجوع به فرید و خانه گیر شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه