فارج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رِ) [ ع. ] (اِفا.) دورکننده اندوه، گشایندة غم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رِ) [ ع. ] (اِفا.) دورکننده اندوه، گشاینده غم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
فارج . [ رِ ] (ع ص ) شتر ماده ای که پس از زادن، دشمن و مکروه دارد گشن را. ◄ کمان دور زه . (منتهی الارب ). کمانی که از وتر خود دور باشد. ◄ دورکننده ٔ اندوه . (اقرب الموارد). شادان .