فرهنگ لغت

فاجر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

فاجر. [ ج ِ ] (ع ص ) تبهکار. زناکار. (اقرب الموارد). ◄ دروغگو و کسی که سوگند دروغ میخورد. ◄ سواری که از زین متمایل گردد. (ناظم الاطباء). ◄ نافرمان . ◄ متمول و مالدار. ◄ ساحر و جادوگر. (منتهی الارب ). ج، فُجّار، فاجرون، فَجَرة. (اقرب الموارد).

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی فاجر | فرهنگ لغت