غیرت اصفهانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیرت اصفهانی . [ غ َ رَ ت ِ اِف َ ] (اِخ ) میرزا جعفر غیرت متوفی به سال ١٢١٥ هَ .ق . از شاعران و سادات مولوی اصفهان بود. از اوست : افسوس که تا بوی گلی بود به گلشن صیاد نیاویخت ز گلبن قفس ما. و نیز گوید: غمگین ز گردش فلک پرده در نیم جور بتان پرده نشین میکشد مرا. همچنین گوید: شنیده ام که غمم را کسی بجانان گفت چگونه گفت غمی را که بازنتوان گفت دلم ز کوتهی روز وصل آگه بود که قصه ٔ شب هجران بروز هجران گفت . (از مجمع الفصحاء چ ١٢٩٥ ج ٢ ص ٣٦٨). رجوع به همین کتاب صفحه ٔ مذکور، ریحانة الادب ج ٣ ص ١٦٧، آتشکده ٔ آذر چ شهیدی ص ٤١٤، الذریعه ذیل «دیوان غیرت اصفهانی » و قاموس الاعلام ترکی شود.