غیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(یِ) (اِ.) فریاد، جیغ و داد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(یِ) (اِ.) فریاد، جیغ و داد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیة. [ غی ی َ ] (ع اِ) رجوع به غَیَّة شود.
غیة. [ غ َی ْی َ ] (ع اِ) تأنیث غَی ّ. رجوع به همین کلمه شود. - وَلَدُ غَیَّة یا غیَّة ؛ پسر زنا. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ناپاکزاد. حرامزاده . ولدالزنا.
غیه . [ ی َ / ی ِ ] (اِ) فریاد و صداو آواز بسیار بلند. (از برهان قاطع) (از آنندراج ). غیو. غو. (برهان قاطع). فریاد برای کمک و یاری و استعانت . (ناظم الاطباء). خروش . رجوع به غو و غیو شود.