غیبگویی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) خبر دادن از رازهای پنهان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) خبر دادن از رازهای پنهان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیبگویی . [ غ َ / غ ِ ] (حامص مرکب ) عمل شخص غیبگو. خبر دادن از نهان . گفتن غیب . پیشگویی . رجوع به غَیب و غیبگو شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
فالگیری، طالعبینی تفأل، استخاره، احکام نجوم قرعهکشی، قمار
واژگان فارسی سره واژهدان
پیشگویی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی