غیایة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیایة. [ غ َ ی َ ] (ع اِ) سایه ٔ میغ و سایه ٔ آفتاب بامداد و شبانگاه و سایه ٔ علم . (مهذب الاسماء). سایه بان و هرچه بالای سر سایه کند، مانند: ابر و غبار و تاریکی و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و منه الحدیث : تجی ٔ البقرة و آل عمران یوم القیمة کأنهما غامتان و غیایتان . (منتهی الارب ). ج، غَیایات . (اقرب الموارد). ◄ روشنایی شعاع آفتاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). روشنی پرتو آفتاب نه خود پرتو. (از اقرب الموارد). ◄ تک چاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). قعر چاه . (از اقرب الموارد). با «غیابة» مقایسه شود.
غیایة. [ غ َ ی َ ] (اِخ ) جایی است به یمامه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تلی است نزدیک یمامه در دیار قیس بن ثعلبه . (از معجم البلدان ).