غیابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غیابة. [ب َ ] (ع مص ) درآمدن چیزی در چیزی . (منتهی الارب ). فروشدن چیزی در چیزی و ناپدید گردیدن . (از اقرب الموارد). غَیاب . غِیاب . غیبت . غُیوبَت . (اقرب الموارد).
غیابة. [ غ َ ب َ ] (ع اِ) تک چاه و وادی . (منتهی الارب ). کنج چاه . (تفسیر کشف الاسرار ج ٥ ص ١٤). تاریکی . (ترجمان علامه ٔ جرجانی تهذیب عادل ) (مهذب الاسماء). ج، غیابات . (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). عمق و تک چاه و غیره . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). قعر چاه و دره . (از اقرب الموارد) : و أجمعوا اءَن یجعلوه فی غیابت الجب . (قرآن ١٥/١٢). رجوع به غَیابَت شود. ◄ وقعنا فی غیابة؛ یعنی در زمین پست و گودال افتادیم . ◄ آنچه بپوشد ترا از چیزی . غیابة کل شی ٔ؛ ما یسترک منه . (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد) . آنچه ترا از دیدن یا درک چیزی بازدارد. ◄ قبر. گور. غَیاب . (از اقرب الموارد) .