غوک ناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوک ناک . (ص مرکب ) (از: غوک، قورباغه + ناک، پسوند اتصاف ) آنجا که دارای غوک بود. آنجا که قورباغه دارد. دارای غوک . دارای وزغ . باقورباغه : ضَفْدَع َ الماء؛ غوک ناک گردید آب . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
غوک ناک . (ص مرکب ) (از: غوک، قورباغه + ناک، پسوند اتصاف ) آنجا که دارای غوک بود. آنجا که قورباغه دارد. دارای غوک . دارای وزغ . باقورباغه : ضَفْدَع َ الماء؛ غوک ناک گردید آب . (منتهی الارب ).